معنی شعر درس اول فارسی دهم

در این نوشته با معنی شعر درس اول فارسی دهم همراه شما دهمی ها هستیم.

معنی شعر درس اول فارسی دهم

گشت یکی چشمه زسنگی جدا       غلغله زن، چهره نما، تیزپا

چشمه ای با تکبر و غرور و جوش و خروش بسیار از سنگی جدا شد.

آرایه: تشخیص (در مصراع دوم: چهره نما و تیزیا)

گه به دهان، بر زده کف چون صدف             گاه چو تیری که رود بر هدف

گاهی همچون صدف کف به دهان می آورد و گاه همچون تبری بود که به هدف می نشست

آرایه: تشبیه (در هر دو مصراع)- تشخیص (دهان چشمه). کنایه (تیر بر هدف رفتن کنایه از مستقیم و با سرعت)- جناس (صدف و هدف)- تناسب (تیر و هدف)

گفت: درین معرکه، یکتامنم            تاج سر گلبن و صحرا، منم

می گفت: در این دنیا من نظیری ندارم، من تاج سر گل و سرور صحرا هستم.

آرایه: تشخیص (در مصراع اول)

و چون بدؤم، سبزه در آغوش من        بوسه زند بر سر و دوش من

هنگامی که میدوم سبزه خود را در آغوش من می اندازد و بر سر و دوش من بوسه می زند.

آرایه: تشخیص۔ واج آرایی (در حرف «ب»)- مراعات النظیر (سر، دوش و آغوش)

چون بگشایم ز سرمو، شگن          ماه ببیند رخ خود را به من

هنگامی که چین و شکن موهای خود را باز کنم، ماه با آن همه زیبایی تصویر خود را در من میبیند.

آرایه: تشخیص (ماه ببیند)۔ مراعات نظیر (مو، رخ، سر)- تناسب (مو و شکن)

قطره باران که درافتد به خاک                  زود بدمد بس گهر تابناک

وقتی که قطره باران در خاک می افتد، گلهای رنگارنگی از او به وجود می آید.

آرایه: استعاره (گهر استعاره از گلها)

در برمن، رہ چوبه پایان برد               از خجلی سر به گریبان برد

باران با وجود زیبایی هایی که در خاک به وجود می آورد، هنگامی که به من می رسد، از خجالت و شرمندگی سر به گریبان خویش می برد.

آرایه: کنایه (سر به گریبان بردن کنایه از شرمنده شدن)

ابرزمن، حامل سرمایه شد             باغ زمن صاحب پیرایه شد

ابر به خاطر وجود من پر از باران شده و باغ به خاطر من زیبا و رنگارنگ گشته است.

آرایه: موازنه- استعاره (سرمایه استعاره از باران)

گل به همه رنگ و برازندگی                 می کند از پرتومن زندگی 

گل با وجود این همه زیبایی و لیاقت به خاطر وجود من است که زنده است و زندگی می کند.

آرایه: واج آرایی (در صامت «گ»)

در بن این پرده نیلوفری               کیست کند باچو منی همسری؟

 در زیر این آسمان آبی چه کسی می تواند با من برابری کند.

آرایه: تشخیص

زین نمط آن مست شده از غرور                       رفت و زمبدأ چوکمی گشت دور

آن چشمه از غرور مست گشته با تکبر رفت و هنگامی که از سنگ دور شد.

آرایه: تشخیص (در مصراع اول و دوم)

دید یکی بحر خروشنده ای              سهمگنی، نادره جوشنده ای

 دریای خروشان، ترسناک و بی نظیری را دید.

آرایه: تشخیص (در مصراع اول)

نعرہ بر آورده، فلک کرده کر                دیده سیه کرده، شده زهره در

دریایی که خروشش گوش همه را کر کرده بود، چشمان ترسناک و هراس انگیز داشت.

آرایه: تشخیص (در مصراع اول و دوم) – کنایه (کر کردن فلک کنایه از بلند صدا زدن و دیده سیه کردن و زهره در شدن کنایه از ترساندن)

راست به مانند یکی زلزله                  داده تنش برتن ساحل، یله

دریای هولناک درست مانند زلزله ای بود که خود را در آغوش ساحل رها می کرد.

آرایه: تشخیص

چشمه کوچک چو به آنجا رسید             وان همه هنگام دریا  بدید

چشمه کوچک هنگامی که به آنجا رسید و آن غوغا و فریاد دریا را دید.

آرایه: تشخیص (در مصراع اوا و دوم)

خواست کزان ورطه، قدم درکشد            خویشتن از حادثه برتر کشد

خواست تا خود را از آن مهلکه و حادثه نجات دهد.

آرایه: کنایه (قدم در کشیدن کنایه از بیرون آمدن)

لیک چنان خیره و خاموش ماند           کز همه شیرین سخنی، گوش ماند

اما آنچنان ساکت و متعجب شد که با وجود همه شیرین سخنیها فقط گوش کرد و چیزی نگفت.

آرایه: تشخیص۔ کنایه (گوش ماندن کنایه از خاموش شدن)- حس آمیزی (شیرین سخنی)

برای مشاهده دیگر دروس گام به گام فارسی دهم روی عبارت لینک دار کلیک کنید

مقالات مرتبط
پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.