معنی کلمات حکایت محبت فارسی ششم + کلمات هم خانواده و متضاد


haladars شهریور 9, 1401 دقیقه مطالعه
معنی کلمات حکایت محبت فارسی ششم + کلمات هم خانواده و متضاد

در این نوشته با معنی کلمات حکایت محبت فارسی ششم همراه شما هستیم.

معنی کلمات حکایت محبت فارسی ششم

حکایت: داستان

عبور کردن: گذشتن

مشاجره: بحث و دعوا

سخت: بسیار، شدید

آبادی: ده، روستا

لغزید: سر خورد

صخره: سنگ بزرگ و سخت

محبت: دوستی

اختلاف: ناسازگاری

سیلی: توگوشی زدن

آزرده: ناراحت، رنجیده

قدری: مدتی

غرق شدن: خفه شدن در آب

حک: تراشیدن

کلمات هم خانواده حکایت محبت فارسی ششم

محبت = محبوب، حبیب

تعجب= غافل، اغفال

حکایت= حاکی، حکایات

عبور = عابر، معبر، معابر

حک= حکاکی

کلمات متضاد حکایت محبت فارسی ششم

دوست # دشمن

بهترین # بدترین

مشاجره # مصالحه

آزار # محبت

سخت آسان

هرگز # همیشه

واژگان مهم املایی: عبور – موضوعی اختلاف – مشاجره – آزرده- لغزید – غرق – صخره ای – حک – تعجب – صحرا

برچسب‌ها :

دیدگاه شما

14 دیدگاه
  1. ناشناس

    عالییییی مس همیشه

  2. ناشناس

    مرسی خیلی عالی بود

  3. بینظیر

    بسیار عالی

  4. ناشناس

    خیلی عالی به من توی امتحانم خیلی کمک کرد

  5. ناشناس

    عالی ولی داخل امتحانات کلمات حکایات هم میاد ؟؟؟؟

  6. ناشناس

    از همه ی

  7. ناشناس

    مرسی عالی هست

  8. ناشناس

    هی

  9. ناشناس

    خیلی بددددددددد

  10. ناشناس

    عالیییییییبییی

  11. ناشناس

    خوب بود جای حرف داشت عالی بود

  12. ناشناس

    خیلی خوبه ممنون

  13. زیبا

    خوب عالی مرسی

  14. عالیس

    عالی
    نمره تون ۲۰ است