در این نوشته با جواب فعالیت های نگارشی صفحه 19 نگارش هشتم همراه شما هستیم.

جواب فعالیت های نگارشی صفحه 19 نگارش هشتم

1- نوشته زیر با چاشنی طنز نوشته شده است. این نوشته را بخوانید و ساختمان آن را مشخص کنید.

ضرورت بازنویسی

معمولاً آثار نویسندگان بزرگ، چند بار پیش نویس می شوند و نویسنده ها هم تأیید می کنند که پیش نویس اوّل، لازم نیست حتماً بی نقص باشد.

بسیاری از نویسنده ها خیلی رُک و پوست کنده به شما خواهند گفت که اوّلین پیش نویس اثرشان، جنایتی در حق بشریت است. اما آنها به هر حال این پیش نویس اوّل را می نویسند، چون هیچ کس نمی تواند بدون نوشتن پیش نویس اوّل، نسخه یا پیش نویس دومی بنویسد.

اکثر نویسنده ها در دو حالت متفاوت، کار می کنند: حالت خلّاق و حالت ویرایشی.

حالت خلّاق: در این حالت شما به خودتان اجازه امتحان کردن کارهای جدید را می دهید و در عین حال به این مسئله آگاهید که این کارها ممکن است درست باشد و یا ممکن است نادرست باشد. مزخرف نوشتن در حالت خلّق، اشکالی ندارد. پس سعی کنید وقتی خلّاق هستید، کمی در نوشتن، بی پروا باشید.

حالت ویرایشی: در حالت ویرایشی، هدف شما جمع و جور کردن افتضاحی است که در حالت خلّاق به بار آورده اید. در این حالت، شما آنچه را نوشته اید، جوری بازنویسی و اصلاح می کنید که معنی بدهند.

خشکی قلم و ناتوانی در نوشتن، زمانی اتفاق می افتد که نویسنده سعی می کند، هم زمان در دو حالت خلّق و ویرایشی بنویسد. هرگز این کار را نکنید. این کار مثل این است که موقع رانندگی یک پا را روی گاز بگذارید و با پای دیگر ترمز بگیرید. کمی نوشتن و بعد کمی ویرایش کردن اشکالی ندارد؛ همان طور که از قدیم گفته اند: اوّل بنویس؛ بعد درستش کن.

به خودتان اجازه دهید، پیش نویس اولیۀ بدی بنویسید و این جمله را روی یک تکه کاغذ بنویسید: «من اختیار تام دارم که یک پیش نویس چرند بنویسم؛ چون پیش نویس اکثر نویسنده ها چرند هستند؛ نوبت به اصلاح که رسید؛ درستش می کنم».

پس اوّلین کاری که به عنوان یک نویسنده، انجام می دهید، باید این باشد که به خودتان اجازه نوشتن یک پیش نویس اوّلیه را بدهید.

بخش مقدمه (زمینه سازی):

معمولاً آثار نویسندگان بزرگ، چند بار پیش نویس می شوند و نویسنده ها هم تأیید می کنند که پیش نویس اوّل، لازم نیست حتماً بی نقص باشد.

بسیاری از نویسنده ها خیلی رُک و پوست کنده به شما خواهند گفت که اوّلین پیش نویس اثرشان، جنایتی در حق بشریت است. اما آنها به هر حال این پیش نویس اوّل را می نویسند، چون هیچ کس نمی تواند بدون نوشتن پیش نویس اوّل، نسخه یا پیش نویس دومی بنویسد.

بند بدنه:

اکثر نویسنده ها در دو حالت متفاوت، کار می کنند: حالت خلّاق و حالت ویرایشی.

حالت خلّاق: در این حالت شما به خودتان اجازه امتحان کردن کارهای جدید را می دهید و در عین حال به این مسئله آگاهید که این کارها ممکن است درست باشد و یا ممکن است نادرست باشد. مزخرف نوشتن در حالت خلّق، اشکالی ندارد. پس سعی کنید وقتی خلّاق هستید، کمی در نوشتن، بی پروا باشید.

حالت ویرایشی: در حالت ویرایشی، هدف شما جمع و جور کردن افتضاحی است که در حالت خلّاق به بار آورده اید. در این حالت، شما آنچه را نوشته اید، جوری بازنویسی و اصلاح می کنید که معنی بدهند.

خشکی قلم و ناتوانی در نوشتن، زمانی اتفاق می افتد که نویسنده سعی می کند، هم زمان در دو حالت خلّق و ویرایشی بنویسد. هرگز این کار را نکنید. این کار مثل این است که موقع رانندگی یک پا را روی گاز بگذارید و با پای دیگر ترمز بگیرید. کمی نوشتن و بعد کمی ویرایش کردن اشکالی ندارد؛ همان طور که از قدیم گفته اند: اوّل بنویس؛ بعد درستش کن.

به خودتان اجازه دهید، پیش نویس اولیۀ بدی بنویسید و این جمله را روی یک تکه کاغذ بنویسید: «من اختیار تام دارم که یک پیش نویس چرند بنویسم؛ چون پیش نویس اکثر نویسنده ها چرند هستند؛ نوبت به اصلاح که رسید؛ درستش می کنم».

بند نتیجه (جمع بندی):

پس اوّلین کاری که به عنوان یک نویسنده، انجام می دهید، باید این باشد که به خودتان اجازه نوشتن یک پیش نویس اوّلیه را بدهید.

2- اکنون پس از انتخاب موضوع دلخواه، سفر نوشتن را آغاز کنید. با توجه به نقشه نوشتن که در درس آموختید، به سمت مقصد حرکت کنید.

موضوع : حیاط مدرسه

پنج دقیقه مانده به زنگ تفریح کم کم زیپ کیف ها قژقژشان بالا می گیرد. دست ها داخل کیف ها

می روند، مثل جاسوس هایی که می خواهند چیزی را کشف کنند. بعد مشت های پر زیر مقنعه ها

قایم می شوند. از زیر مقنعه ها صدای وزوز پوست شکلات با صدای ریز نخودچی ها می اید که با هم

درباره قشنگی خودشان حرف می زنند. کم کم کلاس از این صدای ریز پر می شود…

زنگ که می خورد بچه ها کتاب هایشان را داخل کیف ها می چپانند و با سرعت به حیاط مدرسه می دوند. انگار که داخل حیاط مدرسه می خواهند چیزی را خیر کنند. دم دکه قاسم خان آن قدر شلوغ می شود که فکر می کنی بچه ها آدم معروفی را دیده اند و می خواهند از او امضا بگیرند.

بعضی بچه ها هم دستشان را پشت سرشان نگه می دارند و همراه دوستانشان حیاط را مدام دور می زنند مثل یک چرخ و فلک چرخ می زنند و چرخ می زنند و حرف زدنشان گل می کند. از آشپزی و گلدوزی گرفته تا مدل بینی دختر همسایه، حرف می زنند و حرف می زنند.

حالا حیاط مدرسه است که دست هایش را دو دستی روی گوش هایش گرفته است و می خواهد یک جیغ بلند بکشد که دست خانم ناظم زنگ را فشار می دهد و ترمز دستی همه پچ پچ ها، دویدن و…

را می کشد و بچه ها را به طرف کلاس می برد. حالا حیاط مدرسه تا یک ساعت و نیم بعد می تواند یک نفس خالی از صدا و دویدن و… بکشد.

برچسب شده در: