در این نوشته با جواب فعالیت های نگارشی صفحه 30 نگارش هشتم همراه شما هستیم.

جواب فعالیت های نگارشی صفحه 30 نگارش هشتم

1- دو متن زیر را بخوانید و با ذکر نمونه و دلیل، تفاوت آنها را مشخص کنید.

الف) «هنگامی که دوستم بهمن می خواست برای خرید به مغازه برود، در بین راه، چشمش به یک گواهی نامه رانندگی افتاد، کمی مکث کرد و آن را از روی زمین برداشت تا صاحبش را پیدا کند. وقتی به مغازه رسید. موضوع را به مغازه دار گفت و از او کمک خواست.

صاحب مغازه گفت: این کاغذ را بردار و چیزی بنویس تا پشت شیشه مغازه بچسبانم و مردم ببینند.

بهمن، کاغذ و قلم را برداشت اما نمی دانست چه طور شروع کند و چه بنویسد. مغازه دار، متوجّه شد و گفت: پس چرا نمی نویسی، پشیمان شدی؟ اینکه کاری ندارد. چه می خواستی بگویی؟

بهمن گفت: چیزی نیست آقا! من می خواستم بگویم این گواهی نامه را پیدا کردم، هرکسی نشانی آن را بگوید، می تواند از من دریافت کند.

صاحب مغازه گفت: پس منتظر چه هستی؟ همین حرف هایی را که گفتی، بنویس».

ب) «پیرمرد خارکن، وقتی داش خارا رو جمع می کرد، یهو چشمش به کوزه پر اشرفی افتاد. با خودش گفت، این کوزه باید مال حاکم باشه، پس بهتره اونو ببرم بدم به حاکم تا پاداش خوبی بهم بده. زن خارکن، که دید همسرش خیلی ساده دله، شب، اشرفی ها رو ور داشت و جاشون کلوخ ریخت. خارکن همین که به قصر رسید، فهمید اشرفی ها نیس؛ اما راهِ برگشتی هم نداشت. به حاکم گفت: من یه گاو دارم که شیرش رو با این کلوخ ها وزن می کنم، برای این که کم فروشی نکنم، می خواستم، کلوخ هام رو با وزنۀ دربار آزمایش کنم و از درستی وزن اونا خیالم راحت بشه. حاکم که از درستکاری خارکن خوشش اومد، یه مشت اشرفی بهش داد».

متن قسمت الف به زبان فارسی معیار نوشته شده است درحالی که متن قسمت ب به زبان گفتاری به رشته تحریر در آمده است. چرا که در این متن از کلمات شکسته و گفتاری مانند داش، یهو، باشه و … استفاده شده است و همچنین نظم و ترتیب جمله ها به صورت گفتاری می باشد مانند زن خارکن، که دید همسرش خیلی ساده دله ….

2- متن زیر را به زبان فارسی معیار، بازنویسی کنید.

«هر وقت می شینم به زبان فارسی فکر می کنم، فردوسی به یادم میاد و با خود میگم این مرد چقدر بزرگ بود و چه خدمت عظیمی به کشور ایران کرد. زبان فارسی رو، زیر چتر خودش درآورد و همه مردم این سرزمین را و مانند مادر مهربان بود در طول تاریخ برای همه.

زبان فارسی، یه عالمه همراه و همنشین داره در گوشه و کنار ایران و جهان و با همه گویش ها و لهجه های ایرانی، همیشه داد و ستد و رفتاری دوستانه داره. فارسی و دیگر زبان های ایرانی کلمه هایی را به هم قرض می دن و از توانایی های همدیگه بهره می گیرن و این باعث میشه هر دو طرف، همیشه قوی و پابرجا باشن.

غیر از فردوسی، بزرگان دیگه هم به زبان و فرهنگ کشور ایران یاری رساندن، بوعلی، فارابی، سعدی، مولوی، حافظ، جامی، ملاصدرا، تا زمان ما شهریار، مطهری، حسابی و … همه این استادان، فرزندان این میهن عزیز هستن که در دامن فرهنگ ایران اسلامی و زبان فارسی، پرورش یافتن».

«هر وقت به زبان فارسی فکر می کنم، فردوسی به یادم می آید و با خود می گویم این مرد چقدر بزرگ بود و چه خدمت عظیمی به کشور ایران کرد. زبان فارسی و نیز همه مردم این سرزمین را زیر چتر خودش درآورد و در طول تاریخ برای همه مانند مادری مهربان بود.

زبان فارسی، در گوشه و کنار ایران و جهان، همراهان و همنشین های بسیاری دارد و با همه گویش ها و لهجه های ایرانی، همواره داد و ستد و رفتاری دوستانه دارد. زبان فارسی و دیگر زبان های ایرانی کلمه هایی را به هم قرض می دهند و از توانایی های یکدیگر بهره می گیرند و این باعث می شود هر دو زبان، همیشه قوی و پابرجا باشند.

غیر از فردوسی، بزرگان دیگری نیز به زبان و فرهنگ کشور ایران یاری رساندند: بوعلی، فارابی، سعدی، مولوی، حافظ، جامی، ملاصدرا، تا زمان ما شهریار، مطهری، حسابی و … تمامی این اساتید، فرزندان این میهن عزیز هستند که در دامن فرهنگ ایران اسلامی و زبان فارسی، پرورش یافتند».

برچسب شده در: