جواب فعالیت های نگارشی صفحه ۳۱ نگارش هفتم

در این نوشته با جواب فعالیت های نگارشی صفحه ۳۱ نگارش هفتم همراه شما هستیم.

جواب فعالیت های نگارشی صفحه ۳۱ نگارش هفتم

۱. نوشتۀ زیر را بخوانید و ویژگی های هر بخش را مشخّص کنید.

نقشه هایم برای آینده

من برای آینده، نقشه های زیادی داشتم که دلم می خواست آنها را مو به مو اجرا کنم.

دلم می خواست در آینده، متخصّص بدن انسان شوم؛ اما برادرم به من گفت: چون تو خوش خط هستی، پس نمی توانی دکتر شوی. تازه، خیلی از دکترها، دکتری را ول کرده اند و رفته اند سراغ ساختمان سازی!

بعد، ما تصمیم گرفتیم که مهندس بشویم تا ساختمان های محکم تری بسازیم و پول دار شویم؛ ولی دیدم برادر بزرگم که خودش چند سال است مهندس شده، هنوز پول دار نشده است؛ تازه او به من گفت: این روزها هر پاره آجری را که بلند کنی یک مهندس از زیرش بیرون می آید.

من، خلبان شدن را هم خیلی دوست داشتم. هنگامی که برادران «رایت»موفقّ شدند، پرواز کنند، من در پوست خود نمی گنجیدم؛ اما الآن هر وقت اخبار را گوش می دهم، یک هواپیما سقوط می کند

و همیشه هم مقصّر اصلی، خلبان است و من نمی دانم چرا اسم خیلی از این خلبان ها «توپولوف» است.

ما چون به فوتبال هم علاقه مند هستیم و دوست داریم یک روز به «برنامه نود» برویم و بین صفر تا یک میلیون، چند تا عدد انتخاب کنیم، تصمیم گرفتیم داور شویم، زیرا داورها با سوت همه کار می کنند؛ اما چند وقت پیش، شنیدم که تماشاچیان در ورزشگاه به داور، بد و بی راه گفتند و داور هم قرمز شد.

بعد، مصمّم شدیم که نویسنده بشویم؛ ولی در یک جایی خواندم اگر شکار لک لک شغل شد، نویسندگی هم شغل می شود.

ما دیگر خسته شده بودیم و نمی دانستیم، برای آیندۀ خود چه نقشه هایی بکشیم. دوباره رفتیم سراغ برادرمان و با او مشورت کردیم. او گفت: نمی دانم؛ اما سعی کن کاری را انتخاب کنی ک همیشه تک باشی و معروف شوی.

آن وقت بود که ما تصمیم گرفتیم از میان این همه شغل، دست به انتخاب بزنیم و «رئیس جمهور» شویم.

بخش اول (موضوع) : با زندگی واقعی ارتباط دارد.

بخش دوم (مقدمه) : الف) کوتاه و مختصر و مفید است. ب) موضوع را به روشنی معرفی می کند.

بخش سوم (بدنه) : الف) هر بند آن به یک موضوع اختصاص دارد. ب) بندهای آن با ه ارتباط دارند.

بخش چهارم (نتیجه) : الف) کوتاه و گویاست. ب) خواننده را به تفکّر و تأمّل وا می دارد.

۲. موضوعی را انتخاب کنید و دربارۀ آن متنی بنویسید. سعی کنید، هر بخش (موضوع، مقدمه، تنه و نتیجه) نوشتۀ شما، ویژگی های لازم را داشته باشد.

موضوع : باران

مقدمه :

در کنار یک دریای پرتلاطم روی صخره ای نشسته بودم ، غرق در تفکرات خویش بودم ، البته به

دنبال یک موضوعی می گشتم که انشاء خود را با آن آغاز کنم که ناگهان صدای امواج خروشان دریا

مرا به سمت خود کشاند ، در همین حین چشمم به صدفی خورد که موج دریا با خود آورده بود ،

هنگامی که صدف را در دستانم گرفتم یک نور زیبایی از آن به چشم می خورد ، در لابه لای نور

زیبای این صدف کلمه ای چون « باران » می درخشید ، آری اینگونه تلنگری بر من وارد شد که

موضوع انشاء خودم را باران انتخاب کنم .

بدنه کلی :

«ب» باران یعنی بوی کاهگل خانه مادر بزرگ ، باران که می بارد بوی کاهگل به مشام می رسد و

آدمی را مدهوش و افسونگر می کند این بوی خاک …

«الف» باران یعنی آسمانی دلگیر ، باران که می بارد انگار آسمان دلش گرفته است ، انگار آسمان

بغض دارد و می خواهد اشک بریزد بر سر زمینیان ، چقدر بغض آسمان آبی دلنشین است …

«ر» باران یعنی رنگین کمان هفت رنگ ، باران که می بارد رنگهای قشنگ رنگین کمان صفای

دیگری دارد ، وقتی که نور آفتاب وارد قطرات در حال بارش می خورد به رنگهای اصلی تجزیه می شود

و رنگین کمان را تشکیل می دهند ، رنگهایی چون : قرمز ، نارنجی ، زرد ، سبز ، آبی ، نیلی و بنفش…

«الف» باران یعنی آرامش ، باران که می بارد آرامش سرتاسر وجود آدمی را فرا می گیرد ، قدم زدن

زیر نم نم باران آدمی را به وجد می آورد ، صدای چکیدن قطره قطره های باران کودکیم را زنده می کند،

به روحم ! به احساسم ! طراوت می بشخد …

«ن» باران یعنی ناودان های خونه هامون ، نسترنهای باغچه هامون ، باران که می بارد ناودان ها یک

خودی نشان می دهند ، نسترنها جان می گیرند …

نتیجه :

باران خوب است ، زندگی زیباست ، باران مرا می برد به دوران کودکی ، به آن زمان که خانه ها

کاهگلی بود ، دورهمی ها سادگی بود ، قصه رنگین کمان توأم با شادی کودکی بود …

امتیاز شما به این مقاله

0 از 0 رای

+ارسال دیدگاه