جواب نگارش صفحه ۹۷ نگارش ششم

در این نوشته با جواب نگارش صفحه ۹۷ نگارش ششم همراه شما هستیم.

جواب نگارش صفحه ۹۷ نگارش ششم

۱) متن زیر را در یک بند ادامه دهید و عنوانی برای نوشته ی خود انتخاب کنید.

در اتاق نشسته بودم و به کتاب های کتابخانه ، نگاه می کردم. ناگهان چشمم به کتاب داستان راستان اثر استاد شهید مطهّری افتاد. این کتاب را یکی از دوستانم به من اهدا کرده بود. در همان زمان کتاب را مطالعه کردم. با توجّه به اینکه در این کتاب استاد مطهّری داستان ها آموزنده را با زبان بسیار ساده و شیوا و قابل فهم برای نوجوانان و جوانان به رشته ی تحریر در آورده است لذا مطالعه این کتاب را به همگان توصیه می نمایم.

۲) یکی از حکایت هایی را که تا به حال شنیده اید، به زبان ساده بنویسید.

۲) بلدرچین در مزرعه گندم لانه ساخته بود. او همیشه نگران این بود که مبادا صاحب مزرعه محصولاتش را درو کند. هر روز از بچه هایش می خواست که خوب به صحبت آدمهایی که از آنجا عبور می کنند، گوش دهند و شب به او بگویند که چه شنیده اند. یک روز که بلدرچین به لانه برگشت، جوجه ها به او گفتند: اتفاق خیلی بدی افتاده است. امروز صاحب مزرعه و یسرش به اینجا آمدند و گفتند: همه گندم های مزرعه رسیده است. دیگر وقت درو کردن است، پیش همسایه ها و دوستان برویم و از آن ها بخواهیم که در درو کردن محصول کمک کنند.

مادر، ما را از اینجا ببر چون آنها می خواهند مزرعه را درو کنند.

بلدرچین گفت: نترسید فردا کسی این مزرعه را درو نخواهد کرد. روز بعد بلدرچین از لانه بیرون رفت و شب که آمد، جوجه ها به مادرشان گفتند: صاحب مطالعه باز هم به اینجا آمده بود. او مدت زیادی منتظر ماند. ولی هیچکس نیامد. بعد به پسرش گفت: برو به عموها و دایی ها و پسر خاله هایت بگو پدرم گفته است فردا حتما به اینجا بیایید و در درو کردن مطالعه به ما کمک کنید.

بلدرچین گفت: نترسید فردا هم این مزرعه را کسی دارو نمی کند. روز سوم وقتی بلدرچین به لانه برگشت، دوباره بچه ها گفتند: صاحب مزرعه امروز به اینجا آمد، اما هرچه منتظر ماند هیچ کس نیامد. بعد به پسرش گفت: انگار کسی در درو کردن مزرعه به ما کمک نمی کند. پدرم، گندم ها رسیده اند. نمی توان بیش از این منتظر ماند. برو داس هایمان را بیاورد تا برای فردا آماده شان کنیم. فردا خودمان می آییم و گندم ها را درو می کنیم.

بلدرچین گفت: بچه ها، دیگر باید از اینجا برویم. چون وقتی انسان، بدون منتظر ماندن برای کمک، تصمیم بگیرد کاری را انجام دهد، حتما آن کار را انجام می دهد.

امتیاز شما به این مقاله

0 از 0 رای

+ارسال دیدگاه