جواب کارگاه متن پژوهی درس دوم فارسی دوازدهم


haladars بهمن 3, 1400 دقیقه مطالعه
جواب کارگاه متن پژوهی درس دوم فارسی دوازدهم

در این نوشته با جواب کارگاه متن پژوهی درس دوم فارسی دوازدهم همراه شما هستیم.

جواب کارگاه متن پژوهی درس دوم فارسی دوازدهم

جواب قلمرو زبانی درس 2 فارسی دوازدهم

1 -معنای واژة های مشخص شده را بنویسید. 

– گر بدین حال تو را محتسب اندر بازار بیند، بگیرد و حد زند.

سیاست نامه، خواجه نظام الملک توسی

محتسب : مأمور حکومتی شهر که کار او نظارت بر اجرای احکام دین و رسیدگی به اجرای احکام شرعی بود

حد:  مجازات شرعی  

– از بهر تو صد بار مالمت بکشم گر بشکنم این عهد ، غرامت بکشم مولوی 

غرامت: تاوان ، جبران خسارت مالی و غیر آن . 

2 -فعل های مشخّص شده را از نظر کاربرد معنایی بررسی کنید. 

– گفت:» نزدیک است والی را سرای، آن جا شویم «/ گفت:» والی از کجا در خانة خمّار نیست؟  

شویم : برویم                                           نیست : وجود نداشتن  

زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست / در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست حافظ   آگاه نیست :

آگاه نمی باشد اکراه نیست : اکراهی وجود ندارد، غیر اسنادی  – ریشه های ما به آب/ شاخه های ما به آفتاب می رسد/ ما دوباره سبز می شویم قیصر امین پور   می شویم: می گردیم . 

جواب قلمرو ادبی درس 2 فارسی دوازدهم

مناظرة خسرو با فرهاد و اینکه ارزش عشق پاک فرهاد، برتر از ملک و دارایی خسرو است .

1 -نخستین بار گفتـش:» کـز کجـایی ؟« بگـفــت:» از دار مُـلــک آشـنـــایــی«

نخستین : صفت شمارشی/ش : متمم » به او گفت « /دار مُلک : پایتخت / آشنایی: عشق /تشبیه : آشنایی مانند  پایتخت است

بگفت:» آن جا به صنعت در چه کوشند؟« بگفـت:» انـدوه خـرند و جـان فـروشند« 

صنعت : کار ، پیشه / انده خریدن : کنایه از تحمّل کردن غم و اندوه / جان فروختن : کنایه از جان فشانی کردن/  استعاره : اندوه و جان ماننند کالایی هستند که خرید و فروش می شوند. 

بگفتا :» جـان فروشـی در ادب نیست .« بگفت:» از عشق بازان ایـن عجـب نیست«

» ا « در » بگفتا « الف پاسخ یا مناظره  

بگفت:» از دل شـدی عاشق بدین سان؟ بگفت:»از دل تو می گویی، مـن از جان«

  از دل : از صمیم دل / جناس : سان ، جان  

بگفتا :» دل ز مهـرش کـی کنـی پاک؟« بگفت:» آن گه که باشم خفته در خـاک«

دل از مهر کسی پاک کردن : کنایه از فراموش کردن / در خاک خفتن : کنایه از مردن / باشم: مضارع التزامی

بگفت :» او آنِ من شـد زو مکـن یـاد « بگفت :» این ، کـی کند بیچاره فـرهاد؟«

استفهام انکاری  

چـو عاجـز گشت خسـرو در جـوابش نیـامــد بـیــش پـرسـیــدن صــوابـش

کلما ت هم آوا :)صواب : درست / ثواب : پاداش نیکو (جناس: جواب، صواب 

به یـاران گفـت کـز خـاکـی و آبـی ندیـدم کـس بدیــن حـاضــر جـوابـی نظامی »

ی « در خاکی و آبی ، ی نسبت است / » ی « در حاضر » جوابی « ، مصدری است. 

پاسخ :  

هر دو گفت و گو و سوال و جواب است . دومی محتوای عاشقانه دارد و متن درس محتوایی اجتماعی دارد .- مناظره

2 -متن درس از نظر شیوة بیان) جِد- طنز ( با این سرودة حافظ چه وجه اشتراکی دارد؟ 

 با مُحتسبم عیب مگویید که او نیز پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است 

هر دو یک مو ضوع اجتماعی را بیان می کنند. و از طریق مناظره سعی می کنند به زبان ساده مطلب را تفهیم کنند.

جواب قلمرو فکری درس 2 فارسی دوازدهم

1 -هر یک از مصراع های زیر ، به کدام پدیدة اجتماعی زمان شاعر اشاره دارد؟ 

– گفت :» دیناری بده پهنا ن و خود را وارهان« ) رشوه خواری( 

– گفت : » جرم راه رفتن نیست ، ره هموار نیست.« ) اوضاع نامساعد جامعه )

2 -در هر یک از بیت های »هشتم« و »نهم« بر چه موضوعی تأکید شده است؟ 

بیت هشتم: عدم توجه به ظاهر 

بیت نهم: مهم خودِ عمل است که نباید انجام بگیرد.  

3 -دربارة ارتباط موضوعی متن درس با هر یک از بیت های زیر توضیح دهید. 

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

حافظ گفت : » نزدیک است والی را سرای ، آن جا شویم« گفت : » والی از کجـا درخانة خمّار نیست « همه نیرنگ باز هستید و من فریب نیرنگ های شما را دیگر نمی خورم 

گفـت مست» ای محتسب بگذار و رو « از بـرهنـه کـی تـوان بـردن گـرو؟

مولوی گفت :» از بهر غرامت ، جامه ات بیرون کنم« گفت : » پوسیده است ، جز نقشی ز پود و تار نیست « از افراد فقیر جامعه نمی توان رشوه گرفت چرا که دیگر برای آنها چیزی نمانده است

تهیه کننده جواب کارگاه متن پژوهی درس دوم فارسی دوازدهم: گروه ادبیات فارسی اذربایجان شرقی

برای مشاهده سایر دروس گام به گام فارسی دوازدهم روی عبارت لینک دار کلیک کنید

برچسب‌ها :

دیدگاه شما

0 دیدگاه