معنی ابیات روان خوانی سفرنامه اصفهان فارسی هفتم + معنی کلمات و آرایه های ادبی


haladars آبان 5, 1401 دقیقه مطالعه
معنی ابیات روان خوانی سفرنامه اصفهان فارسی هفتم + معنی کلمات و آرایه های ادبی

در این نوشته با معنی ابیات روان خوانی سفرنامه اصفهان فارسی هفتم همراه شما هستیم.

معنی ابیات روان خوانی سفرنامه اصفهان فارسی هفتم

ابیات متن «روان خوانی: سفرنامۀ اصفهان» و معنی ابیات:

روان خوانی

سفرنامۀ اصفهان

  • کتاب: قصه های مجید
  • نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی

به دریا بنگرم دریا تو بینم /به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به هرجا بنگرم کوه و در و دشت /نشان از قامت رعنا تو بینم

خدایا به دریا نگاه می کنم و تو را می بینم. به صحرا نگاه می کنم تو را می بینم. (یعنی خدا همه جا هست)

خدایا به کوه و بیابان و دشت که نگاه می کنم،‌ همه جا نشانه ای از قد و بالای زیبای تو می بینم.

واژهمعنی واژهواژهمعنی واژه
عمارتبنا، ساختماندل شورهنگرانی
یک هوناگهان، یکدفعهبار و بندیلاسباب و اثاثیۀ سفر
قوم و خویشفامیلعازمرهسپار، روانه
یک دَمیک لحظهتک و دوتکاپو، تلاش
دم بازارابتدای بازارگلدستهمناره
شوفررانندههوهوصدای باد
قامتقدرعناخوش اندام
کلّه کشیدنسَرَک کشیدنبیتوتهشب را در جایی ماندن
دَم دمای سحرنزدیک صبحکلافهناراحت و بی تاب
قراضهکهنهدیزینوعی آبگوشت
خوش نقش و نگارزیباانگارمثل اینکه
علّافبیکار، سرگردانعیالخانواده، همسر
جماعتگروه، دستهگوش زد کردنیادآوری کردن
ناشتاییصبحانه، آنچه پس از مدّتی غذا نخوردن، می خورند
حدودجمعِ حد (اندازه)، تقریباً، نزدیکِ
پوزخندخنده ای از روی تمسخر
اهالیجمعِ اهل، ساکنان جایی
غلّاتجمعِ غلّه، گندم، جو، برنج و
آهانبله، واژه ای برای تأیید سخنی یا کاری
تصدیقتأیید کردن درستی سخنی
معنی ابیات روان خوانی سفرنامه اصفهان فارسی هفتم

نکات دستوری و آرایه ادبی:

از کوره در رفتن  ←  کنایه از عصبانی شدن

از زبان افتادن  ←  کنایه از ناتوانی در سخن گفتن

خواب به چشمم نیامد  ←  کنایه از اینکه نتوانستم بخوابم

هفت پادشاه را خواب دیدن  ←  کنایه از خواب عمیق

تو ذوق کسی زدن  ←  کنایه از ناامید و مأیوس کردن

لب و لوچه توی هم رفتن  ←  کنایه از اخم کردن و ناراحت شدن

پرپر زدن  ←  کنایه از بی قراری و بی تابی و عشق و علاقه

مخ کسی عیب کرده  ←  کنایه از دیوانه شده

سر به فلک کشیده  ←  کنایه از بسیار بلند

جا خوردن  ←  کنایه از تعجب کردن

هوشنگ مرادی کرمانی:

هوشنگ مرادی کرمانی در سال 1323در روستای سیرج کرمان به دنیا آمد. وی نویسندگی را از سال 1339 شروع کرد. مهمترین آثار این نویسنده توانای کشورمان عبارتند از: قصه های مجید، بچه های قالی باف خانه، نخل، داستان آن خمره، مشت بر پوست، تنور، کوره، مهمان مامان، مربای شیرین، لبخند انار.

برچسب‌ها :

دیدگاه شما

0 دیدگاه