معنی شعر ستایش فارسی دهم

در این نوشته با معنی شعر ستایش فارسی دهم همراه شما دهمی ها هستیم.

معنی شعر ستایش فارسی دهم

به نام کردگار هفت افلاک                   که پیدا کرد آدم از کفی خاک

به نام خداوندی که هفت آسمان را خلق کرد. پروردگاری که انسان ها را از مشتی خاک به وجود آورد.

آرایه: مجاز (هفت افلاک مجاز از تمام دنیا)- تلمیح (مصراع دوم به آیه قرآن «إا لقتالهم من طین»)

الهی، فضل خود را یار ماکن                    ز رحمت، یک نظر در کار ماکن

خدایا بخششت با بخششت ما را یاری کن و از روی لطف و رحمت به ما توجه کن.

آرایه: جناس ناقص (یار و کار)- کنایه (نظر در کار کردن: کنایه از توجه کردن)

تویی رژاق هر پیدا و پنهان                  تویی خلاق هر داناو نادان

خداوندا تو روزی دهنده همه موجودات و خلق کننده همه انسان ها هستی.

آرایه: تضاد (پیدا و پنهان) (دانا و نادان)۔ مجاز (پیدا و پنهان و دانا و نادان مجاز از همه چیز و همه کس) موازنه (کل بیت)

زهی گویازتو، کام و زبانم                 تویی هم آشکارا، هم نهانم

آفرین بر خدایی که زبانم با وجود او سخنور شده است. خدایی که از همه چیز من آگاه است.

آرایه: تضاد (آشکار و نهان)- واج آرایی (در مصوت بلند «آ») مجاز (آشکار و نهان از همه چیز)

چو در وقتی بهار آیی پدیدار               حقیقت، پرده برداری ز خسار

هنگامی که در فصل بهار خود را نشان میدهی، به درستی که از چهره حقیقت نقاب بر میداری.

آرایه: کنایه (پرده برداشتن کنایه از آشکار کردن)

فروغ رویت اندازی سوی خاک              عجایب نقش هاسازی سوی خاک

از تابش نور رخسار تو است که بر پهنه خاک، روییدنیهای عجیب و زیبا در رنگ ها و جلوه های گوناگون سبز میشوند.

آرایه: استعاره (نقش استعاره از زیبایی های خلقت)

گل از شوق تو خندان در بهار است             از آنش رنگ های بیشمار است

گل از اشتیاق به تو در فصل بهار همیشه خندان است. این همه رنگهای گوناگون و جلوه های دلفریب گل به خاطر وجود توست.

آرایه: تشخیص (خندیدن گل در مصراع اول)

هر آن وصفی که گویم،بیش از آنی             یقین دانم که بی شک، جان جانی

خدایا هرگونه که تو را وصف کنم تو بالاتر از آن توصیف هستی. یقین دارم تنها تو در عمق جان من جای داری. 

آرایه: تکرار (جان جان)- جناس ناقص (آنی و جانی)

نمیدانم، نمیدانم الهی                تو دانی و تو دانی، آنچه خواهی

خداوندا من از آنچه تو میخواهی آگاهی ندارم. تنها تویی که از همه چیز آگاهی

آرایه: تضاد (ندانستن و دانستن)- تکرار نمی دانم، نمی دانم) (تو دانی و تو دانی)

برای مشاهده دیگر دروس گام به گام فارسی دهم روی عبارت لینک دار کلیک کنید

مقالات مرتبط
پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.