معنی معرفت کردگار فارسی ششم+ معنی و متضاد کلمات


haladars شهریور 9, 1401 دقیقه مطالعه
معنی معرفت کردگار فارسی ششم+ معنی و متضاد کلمات

در این نوشته با معنی معرفت کردگار فارسی ششم همراه شما هستیم.

معنی معرفت کردگار فارسی ششم
معنی معرفت کردگار فارسی ششم

قالب شعری: قصیده

معنی معرفت کردگار فارسی ششم

این همه خلق را که شما بینید، بدین چندین بسیاری، این همه را خالقی است که آفریدگار ایشان است:
 
 
معنی متفاوت 1:این همه مردم که شما می بینید که تعداد آن ها هم بسیار زیاد است دارای خالقی هستند که آن ها را آفریده است
 
 
معنی متفاوت 2:این همه آدم‌هایی که می‌بینید، همه این‌ها آفریننده‌ای دارند که آن‌ها را آفریده است و به همه آن‌ها نعمت‌های زیادی بخشیده است.
 
 
 
آفریدگار را بباید پرستیدن و برنعمت او سپاس داری باید کردن:
 
 
معنی متفاوت 1: باید خداوند را مورد پرستش قرار داد و به خاطر عطا کردن نعمت های فراوان از او سپاسگزاری کرد.
 
معنی متفاوت 2:شایسته است که خداوند را ستایش کنیم و نسبت به نعمت‌های او شکرگزار باشیم.
 
اندیشه کردن اندر کار خالق و مخلوق، روشنایی افزاید اندر دل:
 
 
معنی متفاوت 1:فکر کردن به پروردگار و مخلوقاتش، نور دل را افزایش می دهد.
 
معنی متفاوت 2:اندیشیدن و فکر کردن در کار خدا و آفریده‌هایش، به دل روشنی می‌دهد 
 
 
و غفلت از این و نااندیشیدن، تاریکی افزاید اندر دل و نادانی، گمراهی است :
 
معنی متفاوت 1:و فکر نکردن و فراموش کردن از این، سبب تاریکی دل می شود و نادانی باعث گمراهی است.
 
معنی متفاوت 2:و بی‌توجهی به آن و فکرنکردن به آن باعث گمراهی و نادانی انسان می‌شود.
 

باد بهاری وزید از طرف مرغزار — باز به گردون رسید، ناله هر مرغ زار

معنی متفاوت 1:باد بهاری از سمت چمنزار وزید و باز صدای هر پرنده آواز خوانی به آسمان رسید.

معنی متفاوت 2:از طرف سبزه‌زار نسیم بهاری شروع به وزیدن کرد و آواز هر پرنده‌ی عاشقی دوباره به آسمان رفت.

معنی متفاوت 3:باد بهاری از سمت چمنزار وزید و دوباره آواز سوزناک پرندگان به آسمان بلند شد.

معنی متفاوت 4:باد بهاری از سمت سبزه زار شروع به وزیدن کرد تا جایی که آواز هر پرنده ی کوچک و ناتوان هم از شوق به آسمان رسید.

خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع —ناله موزون مرغ، بوی خوش لاله زار

معنی متفاوت 1:بلند شو و فرصت را مناسب بدان و از وزش باد بهاری، آواز آهنگین پرنده و بوی خوش لاله زار لذت ببر.

معنی متفاوت 2:برخیز (بلندشو) و از وزش باد بهاری و آواز آهنگین و زیبای پرندگان و بوی خوش لاله زار بهترین استفاده را بکن.

معنی متفاوت 3:بلند شو و قدردان فصل بهار و آواز پرندگان و بوی خوش گل‌ها در دشت لاله باش.

معنی متفاوت 4:بلند شو و وزش باد بهاری و صدای زیبای پرندگان و بوی خوش لاله‌زار را غنیمت بشمار و از آنها لذت ببر.

هر گل و برگی که هست، یاد خدا می‌کند — بلبل و قمری چه خواند؟ یاد خداوندگار

معنی متفاوت 1:هر گل و گیاهی که وجود دارد خدا را یاد می کند. بلبل و قمری چه می خوانند؟ خداوند را یاد می کنند.

معنی متفاوت 2:گل‌ها و برگ‌ها در حال ستایش خداوند هستند. بلبل و قمری در آواز خود چه می‌خوانند؟ یاد و ستایش خداوند.

معنی متفاوت 3: هر گل و گیاهی که در طبیعت هست، خدا را یاد می کند. بلبل و قمری (نوعی پرنده) هم با آواز خود خدا را یاد می کنند

معنی متفاوت 4:همه‌ی موجودات هستی از جمله گل‌های زیبا و برگ‌های سبز به یاد خداوند هستند، بلبل و قمری با آوازشان خدا را یاد می‌کنند.

برگ درختان سبز در نظر هوشیار — هر ورقش دفتری‌ست، معرفت کردگار

معنی متفاوت 1:از نظر هر انسان عاقل و دانا حتی برگ سبز درختان هم نشانه ای از نشانه های خداوند است.

معنی متفاوت 2:از نظر انسان خردمند و دانا هر برگ درخت مانند دفتری است که بزرگی خداوند را به ما میشناساند.

معنی متفاوت 3:از نظر انسان دانا، هر کدام از برگ‌های درختان سبز، دفتری است که با آن می‌توان خداوند را شناخت
 
معنی متفاوت 4:در نظر انسان هوشیار و آگاه هر برگ درخت مانند دفتری است که بزرگی خداوند را به ما میشناساند.
 

معنی کلمات درس 1 فارسی ششم

معرفت شناخت به علم و دانش

خالق: آفریننده، خدا

پرستیدن: عبادت کردن نعمت عطا، بخشش

اندر: در

افزاید: زیاد کند

نااندیشیدن: فکر نکردن

گردون: آسمان

زار: ضعیف، ناتوان

غنیمت: سود، فرصت

ربيع: بهار

قمری: پرنده خاکستری هوشیار عاقل، خردمند، باهوش

خلق: آفریده، مردم

بباید: باید

سپاس داری: سپاسگزاری

اندیشه: فکر

مخلوق: آفریده شده، بنده

غفلت: بی خبری، نادانی

طرف: سوی، جهت

مرغزار: چمنزار، سبزه زار

خیز: برخیز، بلند شو

جنبش: حرکت

موزون: آهنگین، هماهنگ

نظر: دیده، نگاه

کردگار: آفریدگار، خداوند

کلمات هم خانواده درس 1 فارسی ششم

معرفت = معارف، عرفان، معروف، عارف

افزاید = افزایش، افزودن، افزوده

گمراهی = گمراه، گمراهان

ربيع = رابع، مربع، ربع

نظر = ناظر، منظر، منظره، نظاره، منظور

کلمات متضاد درس 1 فارسی ششم

خالق # مخلوق

غفلت #آگاهی، بیداری

جنبش#آرام، سکون

اندیشه کردن # نااندیشیدن

گردون # زمین

هوشیار # نادان، ناآگاه

روشنایی تاریکی

زار # توانا، قوی

تاریخ ادبیات درس 1 فارسی ششم

بلعمی، ابوعلی(قرن چهارم هجری): وی از بزرگان و نویسندگان تاریخ زبان و ادب فارسی بود. بلعمی روزگاری را به وزارت سامانیان سپری کرد. ترجمه تاریخ طبری و تألیف آن به زبان فارسی از آثار اوست.

سعدی، شیخ مصلح الدین (قرن هفتم هجری قمری): از بزرگ ترین شاعران و نویسندگان ایران در قرن هفتم است. آثار وی عبارتند از:

١- بوستان به نظم (شعر)

۲- گلستان (به نثر همراه شعر)

۳- دیوان اشعار کتاب گلستان حاصل تجربیات او از سفرهایش و کتاب بوستان در موضوعات: اخلاق، تربیت، سیاست و اجتماعيات است.

برچسب‌ها :

دیدگاه شما

0 دیدگاه