در این نوشته با معنی کلمات درس در امواج سند فارسی یازدهم همراه شما هستیم.

معنی کلمات درس در امواج سند فارسی یازدهم

معنی واژگان درس «در امواج سند»:

واژهمعنی واژهواژهمعنی واژه
سینه مالانسینه خیزقرصهر چیز گِرد
گَردغبارغلت می خوردمی غلتید
بارهاسبنیم مُردهدر حال مرگ
نهانپنهانترخیس
تاریک شبشبِ تاریکفروغنور، پرتو
خونابخون آمیخته با آبشفقسرخی غروب خورشید
مژگانمژه های چشمدیدهچشم
برقدرخشش، درخشندگیپولادفولاد
رستاخیزقیامت، محشرچنگیزفرماندۀ سپاه مغول
بدانبا آنعافیت سوزنابودکننده، کُشنده
انبوهشلوغیدیدهچشم
می غلتیدمی چرخیدگِرانسنگین، عظیم
ژرفگُود، عمیقبی پهناوسیع، گسترده
رخسارصورت، چهرهخیالگُمان، اندیشه
سیماب گونبه رنگ جیوه، جیوه ایسیمابجیوه
زره پوشجنگجوکمان گیرتیرانداز
غولانمغولاناهریمنشیطان، در اینجا مغولان
اِستادمخفّف ایستادرهاندنجات داد
خُردکوچکخُودکلاه خود، کلاه جنگی
شبی را تا شبیدر طول یک روزبی پایاببی گذر، عمیق
چووقتی کهچومانندِ
گِرد بر گِرد گرفتنمحاصره کردنبادپااسب تندرو
این ساناین گونهبایدلازم است
افسرتاج و کلاه پادشاهانرفتهاز بین رفته، کشته شده
حکیمی رااز حکیمینامورنامی، مشهور، معروف
عزّ و جلعزیز و بزرگ استبرومندبارآور، میوه دار
حکمتدلیل، مصلحتهر درختی را ثمرهثمرۀ هر درختی
سرو رابرای سرودجلهنام رودی در عراق
کریمبخشندهمُلکپادشاهی، بزرگی، عظمت
مَنِهفعل نهی از نهادن، نبند
پاسپاسداری، حراست، نگهبانی
گردی زعفران رنگنور طلایی رنگ غروب خورشید
خرگهخرگاه، خیمه به ویژه خیمۀ بزرگ
نیشنوک هر چیز نوک تیز مانند سوزن و خنجر
دریادر متن درس رود بزرگ مانند دریای نیل
دمار از کسی کشیدندمار از کسی برآوردن؛ کنایه از نابود کردن کسی
معنی کلمات درس در امواج سند فارسی یازدهم

برچسب شده در: