معنی کلمات درس علم زندگانی فارسی هفتم


haladars آبان 5, 1401 دقیقه مطالعه
معنی کلمات درس علم زندگانی فارسی هفتم

در این نوشته با معنی کلمات درس علم زندگانی فارسی هفتم همراه شما هستیم.

معنی کلمات درس علم زندگانی فارسی هفتم

واژهمعنی واژهواژهمعنی واژه
شوقمیل، علاقهجرئتشهامت
شاخکشاخه کوچکشاخسارشاخه‌ی درخت
بامکبام کوتاهجو کنارکنار جوی
گیتیدنیاسُستضعیف، بی حال
فتادمخفف افتادعجزناتوانی
بَسبسیارفتنهگرفتاری، بلا
برزنمحله، کویحدیثسخن، داستان
گنجچیزی با ارزشگَهگاه، زمان
دَمسازهمراههجومحمله
برومندباروَر، با ثمر، پُرباربخسببخواب
رحمه اللّه علیهرحمت خدا بر او باددرجتدرجه، رتبه
دشوارسختباز ماندنمحروم شدن
از بهربه خاطراولیابزرگان و دوستان خدا
نوکارانتازه کاران، بی‌تجربه ها
توشمخفف توشه، اندوخته، ذخیره
مستجابپذیرفته شده، اجابت شده
از عبادت خوابم نمی‌برداز (شدت شوق و انجام) عبادت، در این جمله محذوف و باعث اغراق بیشتر در جمله شده است
ای تن رنج از بهر خدای بکشای جسم من، این سختی را برای رضای خدا تحمل کن
معنی کلمات درس علم زندگانی فارسی هفتم

برچسب‌ها :

دیدگاه شما

0 دیدگاه