معنی کلمات روان خوانی جوانه و سنگ فارسی هشتم + خلاصه و نکات کلیدی


haladars مهر 13, 1401 دقیقه مطالعه
معنی کلمات روان خوانی جوانه و سنگ فارسی هشتم + خلاصه و نکات کلیدی

در این نوشته با معنی کلمات روان خوانی جوانه و سنگ فارسی هشتم همراه شما هستیم.

معنی کلمات روان خوانی جوانه و سنگ فارسی هشتم

  • نوع نثر: ساده و روان
  • نویسنده: سرور کتبی
معنی کلمات روان خوانی جوانه و سنگ فارسی هشتم
معنی کلمات روان خوانی جوانه و سنگ فارسی هشتم
واژهمعنی واژهواژهمعنی واژه
جنب و جوشهیجان، فعالیتبی حاصلبی ثمر، بی فایده
بی تابنا آرامظریفزیبا و لطیف
افقکرانه آسمانیکنواختیک جور، هم آهنگ
طراوتتازگی، سرسبزیارمغانسوغات، هدیه
طعممزهگواراخوشمزه
بهتتعجبحیرتسرگردانی
زلالپاک، روشن
معنی کلمات روان خوانی جوانه و سنگ فارسی هشتم

خلاصه داستان جوانه و سنگ:

در سرزمینی که سال ها از خشک شدنش می گذشت، جوانه ای سرش را از دل خاک بیرون آورد. در کنار جوانه، سنگ بزرگی بود و تا جوانه را دید، بسیار خوشحال شد چون جوانه می توانست آن سرزمین را سرسبز شاداب کند. اما جوانه تشنه بود و اگر به او آب نمی رسید، مثل همه جوانه های دیگر خشک می شد. دوست سنگ، سنجاقک، از راه رسید. با شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد. سنگ به او گفت که برو و به مرداب بگو تا جاری شود و خودش را به این جوانه برساند. سنجاقک هم رفت و همین کار را کرد اما مرداب در جواب گفت که از سرسبزی بدش می آید و به آنها کمک نمی کند. سنجاقک هم ناامیدانه خبر را به سنگ رساند. سنگ هم از این خبر بسیار ناراحت شد. او از بوته خاری که در کنارشان بود، کمک خواست و پرسید که چگونه همیشه سرسبز است و بوته هم گفت که او با کمک ریشه هایش آب را از دل زمین بیرون می کشد. سنگ بسیار غصه می خورد. جوانه هم نزدیک خشک شدنش بود. جوانه، در لحظات آخر عمرش رطوبت را احساس کرد. چشم هایش را باز کرد و دور و برش را گشت تا ببیند آب از کجا می آید. جوانه دید که دل سنگ شکافته شده و از آن، آبی زلال جاری است.

نکات کلیدی و پیام داستان:

این داستان، در واقع می خواهد منظور ضرب المثل از محبت خارها گل می شود را برساند.

در این درس گفتگویی که بین سنجاقک و سنگ و جوانه و مرداب اتفاق می افتد آرایه تشخیص یا شخصیت بخشی یا جان بخشی را ایجاد می کند و همینطور آرایه کنایه هم به کرات در متن آمده است (مثلاً در جای خود خشکش زد) کنایه از نهایت حیرت است.

سرور کتبی:

خانم سرور کتبی داستان نویس و مترجم ایرانی در سال ۱۳۳۸ هـ. ش. در شهر اهواز متولد شده و پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه در رشته مهندسی صنایع تحصیل کرد. سرور کتبی نویسنده ی پرکار کودکان، تا به حال حدود ۷۰ جلد کتاب برای بچه ها نوشته است.

او هر چند در کشور مالزی زندگی می کند، اما همچنان برای کودکان ایرانی قصه می نویسد.

آثار: «خانم غوله به عروسی می رود»، «اسب شهزاده و ۶ قصه ی دیگر»،«آسیاب، بچرخ!»، «اکسیژن و همبازی هایش»، «من هم بازی»، «هیس … ساکت».

برچسب‌ها :

دیدگاه شما

3 دیدگاه
  1. علاف

    من نکات میخاسم

  2. ناشناس

    عالی خدا خیرتون بده

    1. Sevda

      نمیگفتی نمیدونستیم