معنی کلمات نصحیت امام و شوق خواندن فارسی هفتم + نکات دستوری و آرایه های ادبی

معنی کلمات نصحیت امام و شوق خواندن فارسی هفتم + نکات دستوری و آرایه های ادبی

آبان 5, 1401
دقیقه مطالعه

در این نوشته با معنی کلمات نصحیت امام و شوق خواندن فارسی هفتم همراه شما هستیم.

معنی کلمات نصحیت امام و شوق خواندن فارسی هفتم

دانش‌آموزان یک مدرسهٔ دخترانه برای امام خمینی (ره) نامه می‌نویسند. آنها در نامه‌شان به کتاب درسی خود اشاره می‌کنند که در آن نوشته شده است، امام محمّدتقی، علیه السّلام، نامه‌ای نصیحت‌آمیز به یکی از یاران خود نوشته است. دانش آموزان می‌نویسند: «ولی اماما، ما شما را نمی‌توانیم نصیحت کنیم، زیرا شما بزرگوارید و از همهٔ گناهان به دورید. شما آن امام بت شکنی هستید که مدّت چهل سال است نمازهای شبتان ترک نشده». امام خمینی در پاسخ نامهٔ دانش آموزان که خواسته بودند آنها را نصیحت کنند، نوشتند:

واژهمعنی واژهواژهمعنی واژه
امامپیشوا، رهبرنصیحتپند، اندرز
نصیحت آمیزآمیخته به اندرز، همراه با پند
علیه السّلامسلام و درود بر او باد
بتتندیسی ساخته شده از سنگ ، چوب ، فلز یا هر چیز دیگر به شکل انسان یا حیوان که به جای خداوند، پرستش شود
معنی کلمات نصحیت امام و شوق خواندن فارسی هفتم

نکات دستوری و آرایه های ادبی:

دانش آموزان یک مدرسۀ دخترانه  ←  نهاد

برای  ←  حرف اضافه

امام خمینی  ←  متمم

اماما (ای امام)  ←  ندا و منادا، شبه جمله

باسمه تعالی

«فرزندان عزیزم، نامهٔ محبّت‌آمیز شما را قرائت کردم. کاش شما عزیزان مرا نصیحت می‌کردید که محتاج آنم. امید است با نشاط و خرّمی درس‌هایتان را خوب بخوانید و در همان حال، به وظایف اسلامی که انسان‌ها را می‌سازد، عمل کنید و اخلاق خود را نیکو کنید و اطاعت و خدمت پدران و مادرانتان را غنیمت شمارید و آنها را از خود راضی کنید و به معلّم‌هایتان احترام زیاد بگذارید. سعی کنید برای اسلام و جمهوری اسلامی و کشورتان مفید باشید. از خداوند، تعالی، سلامت و سعادت و ترقّی در علم و عمل برای شما نور چشمان، آرزو می‌کنم. سلام بر همهٔ شماها».

۲۹شهر صفر ۱۴۰۳ – روح الله الموسوی الخمینی

واژهمعنی واژهواژهمعنی واژه
قرائت کردمخواندممحتاجنیازمند
نیازمندطراوت، شادابیخرّمیشادی، نشاط
نیکوخوباطاعتفرمان بردن
راضیخشنودتعالیبلند مرتبه
سعادتخوشبختیترقّیپیشرفت
باسمه تعالیبه نام او که بلند مرتبه است
محبّت آمیزآمیخته به مهر و محبّت
وظایفجمع مکسّر (مفرد آن: وظیفه)
اخلاقخوی ها، رفتار، جمع مکسّر (مفرد آن: خُلق)
غنیمت شمردنقدر دانستن، با ارزش شمردن، فایده و سود بردن
معنی کلمات نصحیت امام و شوق خواندن فارسی هفتم

نکات دستوری و آرایه های ادبی:

نورچشمان  ←  کنایه از فرزندان عزیز

نامۀ محبت آمیز شما  ←  مفعول

قرائت کردم  ←  فعل

شوق خواندن

علّامه محمّدتقی جعفری، از همان کودکی کنجکاو و دقیق بود. همراه دایی و برادرش به دامن طبیعت می‌رفت. طبیعت را دوست داشت و می‌کوشید از زیبایی‌های آن لذّت ببرد. او، گاه دقایقی طولانی به یک گل خیره می‌شد و نشاط عجیبی احساس می‌کرد. گاهی وقت‌ها برای شنیدن صدای پرندگان، روی تخته سنگی دراز می‌کشید و چشم‌هایش را می‌بست و به آواز آنها که با صدای رودخانه در هم می‌آمیخت، گوش می‌سپرد. از تلخ‌ترین خاطرات روزهای کودکی او، دیدن کسانی بود که با تیرکمان به صید پرنده‌ها می‌پرداختند. او از صید گنجشکی کوچک با تیرکمان، احساس بیزاری و تنفّر می‌کرد. وقتی در حیاط مدرسه می‌شنید که هم کلاسی‌هایش با هیجان از شکار پرنده‌ای حرف می‌زنند، با ناراحتی از آنها دور می‌شد. او شیفتهٔ طبیعت بود و از اینکه کسانی با خشونت سعی می‌کردند طبیعت زیبا و آرام را بر هم بزنند، رنج می برد.

واژهمعنی واژهواژهمعنی واژه
کنجکاوجستجوگردقایقی طولانیزمان زیادی
نشاطخوشی، شادیبیزاریتنفر
آوازصدا، آهنگصیدشکار
هیجانشور و اشتیاقشیفتهعاشق، دلداده، دلباخته
علّامهکسی که علم زیادی دارد، بسیار دانا، دانشمند
دقایقجمع مکسّر (مفرد آن: دقیقه)
خیرهزُل زدن، نگاه عمیق به چیزی
عجیبشگفت انگیز، تعجّب آور
احساسحس کردن، درک کردن
معنی کلمات نصحیت امام و شوق خواندن فارسی هفتم

نکات دستوری و آرایه های ادبی:

دامن طبیعت  ←  تشخیص

به دامن طبیعت رفتن  ←  کنایه از به گردش و تماشا رفتن

صید، شکار، گنجشک، تیر و کمان  ←  مراعات نظیر

در جملۀ «علّامه محمّدتقی جعفری، از همان کودکی کنجکاو و دقیق بود»، «علّامه محمّد تقی جعفری»  ←  نهاد

همان کودکی  ←  متمم

کنجکاو و دقیق  ←  مسند

از روزی که وارد مدرسه شده بود، کلاس درس را نیز مثل گشت و گذار در صحراها و باغ‌ها دوست می‌داشت. همان قدر که از بازی کردن لذّت می‌برد، از حلّ مسائل ریاضی، خواندن جغرافیا و علوم به وجد می‌آمد. او تعجّب می‌کرد که چرا بعضی از بچّه‌ها درس را به اندازهٔ بازی کردن دوست ندارند و موقع شنیدن و خواندن شعر، احساس شادی نمی‌کنند.

واژهمعنی واژهواژهمعنی واژه
گشت و گذارگردش و تفریحموقعوقت، زمان
مسائلجمع مکسّر (مفرد آن: مسئله)
وجدخوشحالی زیاد، شور و هیجان
معنی کلمات نصحیت امام و شوق خواندن فارسی هفتم

نکات دستوری و آرایه های ادبی:

ریاضی، جغرافیا، علوم  ←  مراعات نظیر

شنیدن و خواندن  ←  مراعات نظیر

در اوّلین ساعات حضورش در قم به حرم حضرت معصومه (س) پناه برد. سر بر ضریح آن حضرت گذاشت و آرام اشک ریخت. از خداوند خواست به او در راهی که انتخاب کرده است؛ اخلاص و همّت بلند، عطا کند و به قلب نگران مادر نیز آرامش و نشاط بخشد و بیماری و کسالت او را شفا دهد.

واژهمعنی واژهواژهمعنی واژه
حرمداخل مکان زیارتیاخلاصپاکی، یکرنگی
همّتاراده، پشتکار، تلاشکسالتبیماری
شفادرمان، تندرستی
ضریحخانه فلزی یا چوبین مُشبّک که بر سر مزار بزرگان دینی قرار دارد
معنی کلمات نصحیت امام و شوق خواندن فارسی هفتم

نکات دستوری و آرایه های ادبی:

ضریح، حرم  ←  مراعات نظیر

نهاد در جملۀ «سر را بر ضریح آن حضرت گذاشت»  ←  «او» محذوف

سر  ←  مفعول

ضریح آن حضرت  ←  متمم

گذاشت  ←  فعل

زیارت حضرت معصومه (س) به او آرامش بخشید. باز هم شوق خواندن و عطش مطالعه در وجودش زنده شد. مشتاقانه به سوی «مدرسهٔ دارالشّفای» قم به راه افتاد. از حرم تا مدرسه راهی نبود، تنها چند قدم. حرم، دل او را آرام می‌کرد و مدرسه، اندیشه‌اش را. حجره‌ای ساده و کوچک نصیب او شد. حجره‌ای که فضای آن بیش از شش متر مربّع نبود و گلیم کهنه و ساده‌ای کف آن را پوشانده بود. حجره‌ای که برای محمّدتقی از همهٔ دنیا بزرگ‌تر بود. حالا می‌توانست در کلاس درس استادان مختلف، شرکت کند و هر روز تا نیمه‌های شب به مطالعه و اندیشیدن بپردازد.

واژهمعنی واژهواژهمعنی واژه
شوقعلاقه، اشتیاقعطشتشنگی زیاد
عطا کندببخشدنصیبقسمت، بهره
حُجرهاتاق کوچکگِلیمنوعی فرش
مشتاقانهبا علاقه، با شور و و شوق
دارالشّفابیمارستان، در اینجا نام مدرسه ای است
معنی کلمات نصحیت امام و شوق خواندن فارسی هفتم

نکات دستوری و آرایه های ادبی:

عطش مطالعه  ←  کنایه از علاقه زیاد به مطالعه

مطالعه و مدرسه  ←  مراعات نظیر

زیارت، حرم، قم، حضرت معصومه (س)  ←  مراعات نظیر

زیارت حضرت معصومه (س)  ←  نهاد

به  ←  حرف اضافه

او  ←  متمم

آرامش  ←  مفعول

می بخشید  ←  فعل

استاد محمّدتقی جعفری:

در مرداد سال 1304 ه. ش. در خانوادهای فقیر در شهر تبریز به دنیا آمد. هنگامی که می خواست به کلاس ششم برود، مجبور به ترک تحصیل شد و یکسال و نیم در مغازۀ کفّاشی، شاگردی کرد. بعدها به کمک یکی از استادان خود راهی نجف شد. در 23 سالگی به درجه اجتهاد رسید و پس از 11 سال به ایران بازگشت. از استاد جعفری کتابها و آثار علمی فراوانی دربارۀ نهج البلاغه، مثنوی مولوی و موضوعات دیگر بر جای مانده است. وی در سال 1377 درگذشت.

برچسب‌ها :

دیدگاه شما

0 دیدگاه